ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

ایلیا

ایلیا

پسر گلم این روزها خیلی سرم شلوغه و زیاد نمی تونم واست بنویسم. امروز صبح خیلی سرحال بیدار شدی و اما چون زودتر از همیشه بیدار شده بودی الان که ساعت 12:15 هست دوباره خوابیدی. منم سریع توی خواب ناخنت رو کوتاه کردم آخه هنوز از ناخن گیر میترسی. ایلیا جون از صبح تا شب اگه خونه باشیم بابچه های همسایه سرگرمی. همسایه ی جدیدکه از کرج اومدن دوتا نی نی داره به اسم آرمان و آرمین (البته آرمان نی نی نیست و میخواد بره کلاس اول) و نی نی همسایه بغلی هم اسمش امیر محمد هست. میلاد امام زمان هم همگی با هم رفتیم نورآباد خیلی خوش گذشت اما تو گرما زده شده بودی و باعث شده بود یه کم بی خواب بشی.   راستی مامانی با همسایه بغلی رفت فال قهو...
20 تير 1391

خرید

امروز من و ایلیا جون دو تایی رفتیم خرید.اول رفتیم تره بار خریدیم بعد هم ایلیا رو بردم پارک. بابایی امروز بیرون کار داشت و پیشنهاد داد که خرید رو بذاریم واسه فردا اما من که حوصله ی خونه رو نداشتم کالسکه ی ایلیا رو برداشتم و رفتیم بیرون. ایلیا جون بر خلاف قبلا خیلی کالسکه اش رو دوست داره و هر جا که کالسکه اش رو ببریم توی اون میشینه و ایراد نمی گیره.خیلی هم حساس هست که بچه ها به کالسکه اش دست بزنند.حساسیت زیادی نسبت به وسایلش داره البته به بزرگتر ها میده اما دوست نداره بچه ها به وسایلش دست بزنند. کلمه ای هم که زیاد تکرار میکنه نیکا یا نیکایی هست.خیلی دلش واسه خاله نیکا تنگ شده راستی روز جمعه برای اولین بار بابایی ایلیا رو بر...
13 تير 1391

این روزهای ما

این روزا ایلیا جونم هرچی رو که میگیم تکرار میکنه.بعضی کلمات رو هم خیلی خنده دار میگه مثلا دمپایی که اصلا نمی تونم بنویسم چی میگه آخه فقط آهنگشو میزنه. بزنم به تخته خوابش هم خیلی بهتر شده و مامانی هم از صبح تا شب سرگرم این نینی کوچولو هست و دیگه بی خیال درس خوندن و سر کار رفتن شده. چند روز پیش عروسی دختر خاله بابایی بود و ما رفتیم جهرم.خیلی بهمون خوش گذشت اما شب عروسی ایلیا خوابش میومد و منم ایلیا رو نبردم و اونو گذاشتم خونه مامان جون.هر لحظه به فکرش بودم واگه اون بود خیلی بیشتر بهم خوش می گذشت.ساعت 1 بود که خاله نیلوفر زنگ زد و گفت ایلیا خوابش میاد و چون خوابش نمی بره کلافه شده . ما هم سریع خودمون رو رسوندیم و ایلیا شیر خورد و خواب...
10 تير 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ایلیا می باشد